تحلیل کیفی محتوای کتب مقطع متوسطه از نظر گفتمان سازی نظریه ولایت فقیه بر اساس آموزه‌های انقلاب اسلامی ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دانشگاه فردوسی مشهد

2 عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

این پژوهش با الهام از فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت الله خامنه­ای، به بررسی رویکرد گفتمان­سازانه (که متوجه به مبانی نظری بومی و نشأت­گرفته از آموزه های اسلامی می­باشد) در کتب درسی و در باب موضوع ولایت فقیه پرداخته است. روش انجام این پژوهش تحلیل گفتمان است که یکی از انواع تحلیل محتوای کیفی است. یافته­های پژوهش نشان دادند که کتب درسی در انتقال موضوع ولایت فقیه، از رویکرد اخبارگونه و تاریخی پیروی می­کنند و رویکرد گفتمان­سازانه مورد غفلت واقع شده است. از مهم‌ترین نشانه­های اخبارگونگی متن می­توان به سازماندهی محتوای درسی بر اساس رخدادهای زمانی، تقسیم­بندی موضوعی و ترتیب منطقی و غفلت از توجه به روابط ذاتی معارف اشاره نمود. علاوه بر این، استفاده از شیوه بیان مستقیم، عدم توجه به مخاطب و شبهات ذهنی او، سطحی­نگری، تمرکز بر حافظه­پروری و بی­توجهی به عمق مطالب، و غفلت از ابعاد معنوی و عاطفی مخاطبان، از دیگر ویژگی­های متن کتابهای درسی در انتقال نظریه ولایت فقیه بودند. این پژوهش در نهایت استفاده از رویکرد گفتمان­سازانه را در طراحی و تدوین کتب درسی پیشنهاد می­کند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The qualitative analysis of the content of secondary school textbooks in terms of discourse-making for the theory of Guardianship of the Jurist (Wilayat-e Faqih) based on the doctrine of the Islamic revolution in Iran

نویسندگان [English]

  • Fatemeh Sadat Jafar Nia 1
  • Maqsoud Amin Khandaghi 2
  • Seyed Javad Qandili 2
  • Mohammad Reaz Javaheri 2
1
2
چکیده [English]

This study has investigated the amount of using the discourse-making approach in the school textbooks to communicate the theory of Guardianship of the Jurist (Wilayat al Faqih) as emphasized in the lectures of the supreme leader of the the Islamic Revolution, Ayatollah Khamenei regarding the necessity of discourse-making using domestic theoretical frameworks originated from Islamic teachings. The research method used is "Discourse analysis" which is a qualitative approach to content analysis. We find that the school books follow a news-like and historical approach in communicating the concept of Guardianship of the Jurist (Wilayat al Faqih) and the discourse-making approach has been neglected. Of the main evidence of news-like approach is organizing the content of the books based on the chronological order of the events, categorizing based on subject and logical order and ignoring the inherent relations between the concepts. In communicating the concept of Guardianship of the Jurist, shortcomings identified other than the direct statement, include neglecting the audience and their misgivings, shallowness, concentration on memorizing and ignoring the depth of the subject, and neglecting the spiritual and emotional dimensions of the audience. We suggest using the discourse-making approach in designing school books for religious education

کلیدواژه‌ها [English]

  • theory of Wilayat-e Faqih
  • Religious education
  • Discourse Analysis
  • discourse-making
  • curriculum ideology